ایلیا ابرقویی

ایلیا و تولد

تولد چهار سالگی ایلیا

شب تولد ایلیاست . با امیر مدام خاطره های قبل رو به یاد آوردیم چه روزهای خوبی رو پشت سر گذاشتیم انشالله باقی روزهامون بهتر و پر بارتر از قبل باشه . داشتیم می رفتیم خونه مامانی و بابایی که عمه و عمو مهدی و مامان بزرگی هم اونجا بودن یه کیک با یه کلاه برای ایلیا گرفتیم که هم کیکمون و هم کلاهمون قرمز بود .

تولد خوبی بود ایلیا فقط عشقش شمع فوت کردن بود دو سه بار شمعهاش و روشن کردم و ایلیا فوت کرد این صحنه ها رو خیلی دوست دارم که ایلیا تو عالم بچه گیه و کاری به کار کسی نداره .

امروز روز تولد ایلیاست امیر پیش و من وایلیا نیست . یه کیک دیگه گرفتیم و شب اومدیم خونه مامانا که یه تولدم هم پیش مامانا داشته باشیم دایی محسن و دایی مهرداد و آرتین و خاله نسرین هم بودن وای ی ی ی ی ی ایلیا و آرتین چندین بار شمع ها رو فوت کردن و ما روشن کردیم بعدم کلی با هم بازی کردن . ایلیا یه انار برداشت آرتین گفت منم میخوام دایی مهرداد یه سیب سرخ داد به آرتین داد فکر کرد آرنین متوجه نمیشه آرتین سیب رو داد به مهرداد گفت منم انار میخوام واقعا تعجب کردیم تو یه نگاه متوجه شد .

تولد سه سالگی ایلیا

یک هفته تولد ایلیا رو دیرتر گرفتیم که عمو حسین ( عموی امیر ) هم ایران باشه که با شب یلدا یکی شد که یک میزم اختصاص دادیم به وسایل شب یلدا . تم تولد ایلیا مکوئین که یک شخصیت اصلی توی فیلم ماشین ها ست .

خیلی تو اینترنت دنبال ایده های خاص بودم برای کیک و بادکنک و لباس و وسایل یکبار مصرف و… با الهام هم کلی طرحها رو زیر و رو کردیم تا چند تاش و انتخاب کردیم وای هر یه وسیله که پیدا میکردیم مربوط  به کارتون ماشینها بود کلی ذوق میکردیم خیلی براش دنبال یه بلوز شلوار سر همی گشتیم ولی پیدا نکردم فقط یه بلوز پیدا کردم که اتفاقا چقدر هم رنگ قرمز بهش میامد .

با ایلیا همه جا دنبال کلاه و عینک گشتم مگه پیدا میکردم همه جا رو گشتم هر وقت من دنبال یه چیز میگردم نیست میشه بعد که پیدا میکنم دوباره فراونی ش میاد که دقیقا کلاه تولد یکی از اون موردها بود که بلاخره تو خیابان میرزا رضای شیرازی پیدا کردیم .

 بادکنک هاش و همه رو هلیوم گرفتم با رنگ قرمز و مشکی و چند تا از طرحهای کارتون ماشینها و یه سه بزرگ برای کنار میزش .

از همه مهم تر مسئولیت شام و خودم به عهده گرفتم و کل غذا ها رو به کمک مامانا  و خاله نسرین درست کردم که میز استثنایی بود .

تولد بچه ها به دور هم بودنشون قشنگتره که شانس ایلیا همه بچه ها اومده بودن براشون کلاه و عینک و هدیه تهیه کرده بودیم .

 چون تو ایام محرم بود فقط یه موزیک لایت داشتیم .  

ولی در عین حال تولد فوق العاده بی نظیری بود و من وامیر هر کاری از دستمون بر اومد برای ایلیا انجام دادیم .