ایلیا ابرقویی

ایلیا و زبان انگلیسی

برگ _ Leaf

درس امروز برگ و رگ برگها بود و مدل های مختلف برگ .

که گیاهان گاز کربنیک موجود در هوا که برای ما خوب نیست را می گیرند و به جای اون برای ما اکسیژن که بهش نیاز داریم رو تولید میکنند. بعضی از درختها سبز هستن و بعضی در فصل پاییز زرد میشن و برگ همه درختها مثل هم نیست .

سبزی رنگ برگ درختان بخاطر وجود کروفیل است که در برگ وجود داره . 

در فصل پاییز که طول روز کوتاه میشه درختان فرصتی برای دادن غذا به برگهایشان راندارند و باید تنها خود را سیر کنند و چون به برگها غذا نمیرسه آنها کم کم زرد میشوند و سپس به زمین می ریزند ، ایلیا خیلی حواسش به اطراف هست به آقای ترابی گفت ولی اون درختها که رو به روی ما تو کوه هستن همیشه سبز هستن چرا ؟؟؟؟؟ که آقای ترابی گفت : چون اونها خیلی مقاوم هستند برگ اونها هم می ریزه ولی چون همه برگهاش با هم نمی ریزه ما متوجه نمیشیم.

بعد با کمک هم از همه گلدونهای خونه برگ چیدیم همه رو زیر میکروسکوپ چک کردیم و بعد ایلیا همه رو با چسب زد روی یه ورق بعد یه ورق دیگه روی برگ گذاشتیم و ایلیا با یه مداد سیاه روی برک به آرومی کشید البته قرار بود آروم باشه ولی بعضی جاهای برگ پرس شده بود که بعد یه سکه براش آوردم طرح اون رو هم رو ورق کشید .

Volcano/آزمایش آتشفشان

وای دوباره یکی از کلاسهای تعریف کردنی ایلیا 

مبحث امروزمون آتشفشان بود که باید خاک برای ساختن کوه و آب و جوش شیرین و سرکه آماده میکردم .

اول با سرکه و جوش شیرین شروع کردن که وقتی توی سرکه جوش شیرین ریختن یه گازی تولید میشه که دی اکسید کربن هستش که وقتی کبریت روشن رو نزدیک میکردیم خاموش میشد که آقای ترابی برای ایلیا توضیح میداد که مفهومش اینه که هیچ اکسیژنی توی اون منطقه وجود نداره  .

بعد به کوه رسیدیم که با خمیر بازی و خاک یه کوه که وسطش یه حفره ی باز داره درست کردن که توی اون حفره جوش شیرین ریختن بعد با یه سرنگ توی کوه سرکه زدن که اونها با هم ترکیب شدن و یه عالمه کف و خاک از آتشفشان بیرون زد که ایلیا واقعا متوجه شد بعد هم توی گوگل یک عالمه آتشفشان فعال و غیر فعال دید . 

اولین فضا نورد

درس امروزمون فضا بود با اولین موشک و فضانوردایی که تونستن برای بار اول به فضا وکره ماه برن .

ایلیا قشنگ الان توضیح میده که اولین فضا نورد به اسم یوری گاگارین از روسیه با راکتی به اسم وستوک ۱ به فضا رفت در روز ۱۲ آوریل سال ۱۹۶۱که به مدت ۱۰۸ دقیقه مدار زمین را یک دور بطور کامل پیمود . عصر سفرهای فضایی انسان با این پرواز آغاز شد .

گاگارین به خاطر سفر فضایی تاریخی خود تبدیل به ستاره ای جهانی شد و نشان ها و عنوان های افتخار بی شماری از سراسر جهان دریافت کرد .

شب ۱۲ آوریل هر سال به عنوان شب یوری گرامی داشته می شود .

 

تقویم/Calendar

درس امروزمون تقویم بود یه تقویم برای ایلیا گرفتیم که مگنتی بود.

ایلیا فصل ها رو تمرین کرده بود تقریبا بلد بود ولی روزهای هفته و ماهای سال تمرین و تکرار میخواد تا ایلیا بتونه یاد بگیره . پس اول باید وقت 

منظومه شمسی/Solar System

امروز با ایلیا و تارا و آرزو جون و آقای ترابی کلاسمون تشکیل شد که رفته بودیم مرکز علوم و ستاره شناشی تهران . که در باغ و خانه اسدال…اعلم وزیر دربار محمد رضا پهلوی که با حفظ بنا و تغییراتی در داخل عمارت در سال ۱۳۷۹ به وسیله شهردار تهران افتتاح شده است .

اول سالن کهکشان را رفتیم که خیلی زیبا بود که روی سقف آن بخش عمده ایی از کهکشان راه شیری بود که مرکز آن ستاره قطبی بود و همچنین سیارات منظومه شمسی با امکان چرخش در سقف را داشتن که به طور واضح برای بچه ها بود.

Pole Star = ستاره قطبی از معروفترین ستارگانی است که در ضمن ستاره ثابتی نیز است برای پیدا کردن جهت شمال و جنوب استفاده میشود 

Saturn =زیبا ترین سیاره منظومه شمسی است که در اطراف آن چندین حلقه شگفت انگیز دارد

Jupiter =بزرگترین سیاره منظومه شمسی است

از اونجا به سالن ترازوها رفتیم و ایلیا و تارا خودشون رو روی تمام ترازوها که مربوط به هر سیاره بود وزن کردن .

بعد به سالن لیزر رفتیم که واقعا استثنایی بود و بعد به سالن تفکر رفتیم .

ایلیا درک کرد که تمامی سیارات منظومه شمسی در یک صفحه مداری به دور خورشید می چرخند . اسم سیارات را به ایلیا گفتیم

Sun = خورشید

Mercury = عطارد

Venus = زهره

Earth = زمین

Mars = مریخ

Jupiter = مشتری

Saturn = زحل

Uranus = اورانوس

Neptune = نپتون

 

باغ پرندگان تهران/Tehran Birds Park

در دل جنگل لـویـزان واقـع شده در دو فـاز طراحی شـده که در حال حاضر فـقط فـاز اول به بهره برداری رسیده است به نـام (دشتچر) که شامل پرنده هایی است که در قفس نگهداری میشوند و یا توان پرواز ندارند فاز دوم در حال احداث اسست و نام آن (آبچر) است که این فاز شامل پرندگانی است که قابلیت پرواز دارند .

قرارمون ساعت نه صبح توی پارکینگ باغ پرندگان بود مهرداد و آرتین و مامانا هم همراهمون بودن آقای ترابی هم با تلرا و آرزو جون اومدند میخواستیم آرتین هم با آقای ترابی آشنا بشه که آرتین هم اگر خوشش بیاد شروع کنه .

توی پارکینگ ماشین ها رو پارک کردیم بعد سوار ون شدیم رفتیم بلیط گرفتیم دوباره سوار ون شدیم جلوی درب اصلی پیاده شدیم یکمی پیاده روی داشت تا به در دیگه رسیدیم ورودیش خیلی زیبا بود میخواستند دیزاین قشنگی داشته باشه که واقعا خوب بود یه چند تا پرنده های ورودی مثل توکان نبود چون هوا ابری بوده ولی میشد بهتر هم باشه که نبود . جاده ایی که کنار قفسه ها کشیده بودن سرازیری به سمت پایین بود ولی پرنده های کمیابی نداشت بیشتر کبوتر بود و مرغ و خروس یه اسب و یه گاو هم اونجا بود

ولی بی نظیر ترین پرنده اش از نظر من قوی مشکی بود واقعاُُ بی نظیر بودن من دوست داشتم ساعتها نگاهشون کنم .

پلیکان و فلامینگو هم توی برکه ایی که بود روی آب شناور بودن دو تا پر پیدا کردیم بماند که بچه ها سر هر چیزی بحث شون بشه سر پیدا کردن برگ و پر و چوب … 

ایلیا و تارا از یه شیب تند چندین بار میرفتند بالا خودشون رو سر میدادند به سمت پایین آرتین که یک حدود یک سال و نیمشه هنوز قاطی بازی بچه ها نیست و گرنه سه تایی مشغول میشدن 

یه تخم غاز هم از لای بوته ها پیدا کردیم بعد فکر کردیم که این پرسنل چه نیمرو های توپی میخورن بعد آرتین و دایی مهرداد رفتن و من و مامان هم ناهار دعوت بودیم خونه آقای ترابی و آرزو جون که کلی هم تارا و ایلیا اونجا بازی کردن و در آخر تارا ملخ اش رو داد به ایلیا .

آزمایش کرفس/The Celery Test

با انجام این آزمایش ساده و جالب میتوان چگونگی آب در آوندهای گیاهان را به بچه ها نشان داد. کرفس از جمله سبزیجات بسیار مفید است که از آن به عنوان سلطان سبزیجات نام برد و با این کار بچه ها را به خوردن این ماده غذایی مفید تشویق کنیم البته برای من جای سوال بود چون من همیشه توی سالاد برگ و ساقه کرفس را خورد میکنم ولی ساقه اون رو ایلیا جدا میکنه و نمیخوره امروز داشتم ساقه های کرفس را آماده میکردم که آقای ترابی میاد با ایلیا این آزمایش انجام بدن .

انتهای ساقه های کرفس را به صورت اریب برش زدیم . چهار تا رنگ خوراکی داشتم زرد و سبز و قرمز و بنفش بخاطر همین پنج تا لیوان آوردم یکی را آب بدون رنگ گذاشتیم و داخل لیوانهای باقی مونده را هم آب کردیم و توی هر کدام چند قطره رنگ ریختیم و کرفسها را در لیوانها گذاشتیم .

بعد یک روز یه برش کوچکی زدم تا ایلیا ببینه که توی ساقه کرفس آب رنگی وجود دارد روز بعد دوباره چک کردیم لبه برگها هم کمی رنگ گرفته بود وروز سوم کاملا رنگ را توی ساقه و برگها میشد دید .

ایلیا الان خوب میدونه که یه گیاه به آب و خاک و نور نیاز دارد .ما ساقه های کرفسمون رو تا یک هفته داشتیم تا خشکِ خشک شدن بازم ایلیا دوست نداشت بیرون بندازیمشون میگفت آخه همه برگها سبزن رنگ بنفش که نداریم من اینها رو دوست دارم .

.

.

البته این آزمایش را میتوان با گل میخک و نرگس هم انجام داد…

موزاییک/Mosaic

آقای ترابی گفته بود کاردستی با سرامیک درست کنیم . به بابایی گفتیم که ما سرامیک میخوایم برای کار دستی ایلیا بابایی هم دستش درد نکنه سریع دو روز بعد گفت که سرامیک ها رو آوردم  چند تا تخته چوبی هم به باباجون سفارش دادیم دستش درد نکنه برامون آماده کرد  چسب چوب هم خودمون گرفتم.

وقتی آقای ترابی اومد با ایلیا دوتایی با چکش سرامیک ها رو شکستن (البته آقای ترابی گفت برای ایلیا یک عینک بیارم که بزنه که در اثر ضربه اگر تکه ایی پرید به چشمش آسیب نزند) بعد تیکه های بزرگ ودوباره ضربه زدن که به قطعه های کوچکتر تبدیل بشه وقتی آقای ترابی تیکه های بزرگترو میچید که ایلیا ضربه بزنه ایلیا خیلی حساب شده و دقیق تند روی هر تیکه فقط یه ضربه میزد بدونه مکث رو قطعه بعدی اگر کسی میدید به خیالش که ایلیا چقدر این کارو انجام داده ماهره .

ما چهار تا سرامیک را خورد کردیم قهوه ایی برای کوه ؛ سفید برای نوک قله که روش برف نشسته ؛ کرم برای شنهای پای کوه و در آخر سرمه ایی برای آسمان (البته سرمه ایی تیره بود فقط بخاطر اینکه آبی روشنتر نداشتیم مجبور بودیم شب را انتخاب کنیم برای آسمان ).
بعد روی تخته چوبی یه تصویر ساده از یک کوه را کشیدیم آقای ترابی برای ایلیا توضیح داد و ایلیا هم خیلی مشتاقانه همراهی میکرد .
اول تکه های سفید که برف نوک قله را تشکیل میداد را چسباندن و بعد دامنه کوه که به رنگ قهوه ایی بود بعد هم شنهای زمین را ودر آخرآسمان تاریک شب را چسباندن و بعد قرار شد ایلیا دست بهش نزند تا خشک شود .
در حین سادگی خیلی زیبا بود . ایلیا از من قول گرفته که دوباره این کاردستی را با هم انجام دهیم.

.

.

.

.

یکی از اهداف مهم درست کردن کاردستی تقویت مهارتهای دستی کودکان و پرورش خلاقیت آنان است من کار را با تکرار بیشتر می پسندم تا هر کاری را یکبار انجام دهیم همیشه سعی میکنم بعد از کار آقای ترابی یه کار جدید با همان ویژگی یا همان کار را مجدداّّ انجام بدیم .

یه سری کاشی گرفتم توی پنج رنگ متفاوت که مربع های کوچک بود همه را از پلاستیک جدا کردیم همه رنگها را قاطی کردم که هر جور که ایلیا دوست داره رنگها روبچینه یه حباب کوچیک داشتیم که تارا برای ایلیا آورده بود ایلیا خیلی دوستش داشت منم همون رو انتخاب کردم ایلیا روش کار کنه . چسب آکواریم رو در اختیار ایلیا گذاشتم که پشت کاشی رو چسب بزنه و به شیشه بچسبونه فقط کار کمی سخت بود چون حباب خمیدگی داشت و کاشی ها می افتاد ایلیا با حوصله بر می داشت و دوباره سر جایش میگذاشت حدودا پنج ردیف دور حباب کاشی قرار میگرفت نصفش رو که چسبوند دیدم خیلی می افته ایلیا داره کلافه میشه بهش پیشنهاد دادم میخوای صبر کنیم این هایی که زدی خشک بشه بعد باقی ش و دوباره بچسبونیم خیلی منطقی قبول کرد گفت آره آخه دارم اذیت میشم حباب رو تو یه سینی گذاشتیم کنار شوفاژ تا چسبش خشک بشه فرداش دوباره باقی کاشی ها را چسبوندیم و گذاشتیم دوباره خشک شود . کار بعدی پر کردن لا به لای کاشی ها است .

 

 

پازل

تازه ایلیا با معنای پازل آشنا شد ولی بی نظیر بود از گلدونه یه سری پازلهای دو تیکه و سه تیکه گرفته بودم که بیشتر حیوانهای اهلی و وحشی و دریایی بود هم اسم حیوانها رو با هم تمرین میکردیم و هم ایلیا مهلت نمیداد من کمک کنم با هم بچینیم خودش تند تند میذاشت با یه دستشم دست من رو میگرفت که نکنه من یه تیکه بردارم .

بعدش براش یه پازل (په پا پیگ ) گرفتم که بیست تیکه بود چون ایلیا خیلی کارتونش رو دوست داشت . و بعد کار من در اومده بود همه جا دنبال پازل با کیفیت خوب بودم پازل تو مغازه ها خیلی زیاده ولی برای سن پایین خیلی کم اگر هم هست کیفیت رنگش خیلی بد هستش .