ایلیا ابرقویی

Bean/کاشت لوبیا

کتاب داستان جک و لوبیای سحر آمیز و چند روزِ برای میخونم که وقتی لوبیا رو دیدم گفتم  ایلیا دوست داری یه لوبیا بکاریم بامره میگه اون بالاش غولم داره گفتم نه مامان اون برای قصه هاست گفت خوب وقتی در اومد من خودم با کاغذ براش درست میکنم .

با هم دوتا لوبیا قرمز دو تا لوبیا سفید و دو تا لوبیا چیتی رو تو یه ظرف خیس کردیم بعد که سه روز جوانه زد به ایلیا جوانه رو نشون دادم بعد با هم توی یه گلدون قشنگ کاشتیم . هر دقیقه چک میکنه میگه : آخه  لوبیا ها ی  مجیک جک صبح در اومده بود فکر کنم برای ما مجیک نیست که در نیومده  .

One Response to Bean/کاشت لوبیا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>